تبلیغات
مادرانه و پدرانه - ضربان
 
مادرانه و پدرانه
چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: زهرای علی

یك شنبه 5 مرداد

دیشب تا صبح خواب سونو گرافی تشكیل قلب رو میدیدم. البته ضربان قلب خوش گلت رو تو خواب بالای 70 گزارش كرده بودند. الحمدلله امروز بعد اونهمه دلهره زیر دستگاه سونو كه با بسم الله خوابیدم خوابم به درستی تعبیر شد. چند لحظه كوتاه صدای قشنگ قلبت رو شنیدم. انگار دنیا رو بهم داده باشند. خیلی خوشحال شدم. الحمدلله رب العالمین. اول از همه به خاله مونا كه تو همون بیمارستان بود اطلاع داد. تعجب نكن. آره خاله مونا. تو از این خاله ها زیاد داری. خاله هایی كه خواهر مامانی نیستن اما عزیزتر از یك خواهرن و نقش مهمی در زندگی مامانی داشتن. تازه یه چیزی بگم خاله مونا هم همزمان با من بارداره و لی نی نی ش از تو بزرگتره. بعد به بابایی پیامك دادم. آخه خواب بود. بعد به خاله زهرا. این خاله زهرا كه میگم خیلی خیلی خاله هستا. من خیلی دوسش دارم. اونم با اینكه تو هنوز خیلی كوچولویی و تو شكم منی ولی همش حال تو رو می پرسه. این خاله های سببی تو كه سببشون دوستی من با اونهاست از نعمتهای بزرگ زندگی من و طبیعتا تو هستن. دوستای خوبی كه من خیلی چیزها رو ازشون یاد گرفتم. حدود 20 تایی از این خاله ها داری. وقتی ان شالله اومدی دنیا یكی یكی باهاشون آشنا میشی

راستی مامانی من امروز به خاطر افتادن لیوان روی پام دو تا بخیه بدون بی حسی رو هم تجربه كردم. نمیدونی چه قدر درد داشت. اما دكتر گفت به خاطر تو نمی تونم بی حسی بزنم. من مرتب ذكر لا حول و لاقوه الا بالله می گفتم. واقعا تاثیر داشت. همش به لحظه زایمان تو فكر میكردم و میگفتم قطعا اون دردش بیشتره پس من اینو تحمل باید بكنم. می بینی مامانی یه مادر چه قدر درد می كشه. اگر دختر بشی خواهی فهمید ولی اگر پسر بشی هیچ وقت متوجه نمی شی. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 مرداد 1393 04:37 ب.ظ
خب پس خودت قبول کردی الکی منو دوست داری!؟ خودت جواب محمد رو بده چرا الکی حرف زدی. من صحبتی ندارم.
پنجشنبه 16 مرداد 1393 08:47 ق.ظ
خاله یه چیزی بگم بهت،یادت باشه باید منو از همه خاله هات بیشتر دوست داشته باشی وگرنه دونه دونه ات میکنم انار جان.
محمد جان برای این که یه فرقی بین منو و اون یکی خاله هات ابشه من از خاله بودن انصراف میدم میتونی منو مادربزرگ یا عزیزی صدا کنی.خیلی هم حال میده.
زهرای علیلازم نكرده بچم دو تا مادر بزرگ داره. خواستی عمه شو چون یه دونه داره. مامانش هم یه دونه داشت. خیری هم ازش بهش نرسید. تو عمه خوبی باش براش.
پنجشنبه 16 مرداد 1393 08:44 ق.ظ
محمد جانم، مامانت واقعا سیب ادم دلش میخواد گازش بزن زود بخوردش که تموم بشه، انقدر منو حرص میده که نگو و نپرس!!!
الکب میگخ منو دوشت داره، همه اش به من میگه دیکتاتور!!!!!!!!!
زهرای علیتو یه دیكتاتور دوست داشتنی هستی. البته جزو نكات تربیتی هست كه آدم ویژگی بد والدین رو به بچشون نمیگه. من الكی میگم یعنی دروغ میگم. اونوقت تو به بچم داری میگی مامانت دروغگوهه. آیا این كار درستی است؟ من از شما دكتر مملكت می پرسم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : زهرای علی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :