تبلیغات
مادرانه و پدرانه - بغض های یك مادر
 
مادرانه و پدرانه
شنبه 5 مهر 1393 :: زهرای علی
سلام.
سلام به همه اونهایی كه در انتظار یك انارند. 
سلام به انار خودم. مدتها بود كه چیزی برای نوشتن نداشتم. اما امروز دارم. می خوام از یك بغض بنویسم. بغضی كه تبدیل به گریه شد. گریه ای برای همه مادران منتظر. امروز رفتم برای آزمایش غربالگری دوم. و مبلغ ناقابل 160 هزار تومان رو پرداخت كردم. و از همون لحظه پرداخت و البته از مدتی قبل تر از اون یه حس بغض و ناراحتی به تمام وجودم چنگ زد و نهایتا در كوچه و راه پله خانه مان تبدیل به اشك و هق هق گریه شد. ما وضع مادی مان معمولی ست. شایدهم قدر كمتر از معمولی. ساده و سخت می گذرانیم. اما می گذرانیم. این پول رو با حذف برخی مخارج از زندگی قادر بودیم پرداخت كنیم. الحمدلله. من همه این لحظات به این فكر می كردم كه بقیه چی؟ من میدونم كه در این كشور خیلی ها وضعشون از ما هم بدتره. اونها چه میكنند. این آزمایشها یه جورایی اجباری شده. اصلا اگر اجباری هم نشه آدم احساس می كنه هنر بهداشت مملكت به پیشگیری از همین موارد كمتر از یك درصد هست. هنر بهداشت یك كشور به همینه كه دیگه مادری با فرزند سندرم داون و  ترنر و نقایص عصبی دیگه مواجه نشه و هزینه های كمر شكن این كودكان و یك توان روحی معجزه وار. 
این روزها مرتب برای بچه دار شدن تبلیغ می كنند و می كنم. یعنی من هم موافق این سیاست هستم و اصلا اونو یه چیز ضروری برای وضعیت حالای جامعه شیعی می دونم. به بحث های فقر فرهنگی و تجمل گرایی هم فعلا كاری ندارم. ولی كمترین حقی كه مادران این سرزمین برای اجرای این سیاست بر گردن مسئولین دارند همین هزینه های تشخیصی و درمانی هست كه در این پروسه نه ماهه بارداری به یك خانواده وارد میشه. چرا واقعا این هزینه ها رو در پوشش كامل بیمه ای نمی برن. این كمترین كمكی هست كه نظام سلامت میتونه برای اجرای سیاست به خانواده های ضعیف كه از قضا تمام بار فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و ... این جامعه رو بر دوش می كشند بكنه. كجا مرفهین دنبال مسائل فرهنگی و دینی و سیاسی و اقتصادی مملكت هستن. كجا اونها همراه می شن با سیاست افزایش جمعیت. برخی مسئولین در همه زمانها همیشه خوابند و از سر شكم سیری حرف میزنن. نمونه اش رو در مناظره هایی كه روزهای جمعه برگزار میشه خواهید دید. اونهایی كه برای مسكن و شغل و ... جامعه ضعیف هیچ گاه طرح و برنامه درست و درمانی ندارند.
انارم امروز مادرت خیلی غصه خورد و گریه كرد. شاید برخی بگویند كه اینها برای تو ضرر دارد و من باید ارامش خودم رو حفظ كنم. ولی من به تو می گم من این اشكها و درد ها رو اتفاقا در دوران بارداری تو به جان می خرم تا وقتی تو به دنیا اومدی و بزرگ شدی و كاره ای شدی از سر شكم سیری و بی دردی با مردم این طور نكنی. تو وقتی رفتی و در صندلی نشستی جمله ات این نباشه كه ماشین من باید با یك فرد عادی فرق بكنه. تو وقتی خواستی برای این مملكت سیاستی درست رو اجرا كنی اول  به فكر اونهایی باشی كه برای اجرای این سیاست بیشترین بار و فشار رو تحمل خواهند كرد. در یك كلام آدم بی خیالی نباشی. 
امروز مادرت برای تو آرزوی داماد شدن نمی كنه آرزوی انسان شدن می كنه. آرزوی عروس شدن و ... نمی كنه آرزو میكنه كه در مسیر حق با قدرت حركت كنی. آرزوی حداقلی برات نمی كنم. نه. من اینهمه هزینه و فشار روحی رو تحمل نمی كنم كه تو عروسكی برای آرامش من باشی و فرزندی برای خالی نبودن زندگیم از هیجان. من اینها رو تحمل میكنم تا یه روزی تو رو در لباس تقوی و شهادت ببینم. برای همه اون چیزهایی كه معصومین علیهم السلام براش شهید شدن. 
انارم اگر لحظه ای در این مسیر نباشی مطمئن باش كه من حبی به نام مادری را خرج تو نمی كنم و دچار فتنه فرزند دوستی نمی شوم. ان شالله.




نوع مطلب :
برچسب ها : آزمایش غربالگری، افزایش جمعیت، قشر ضعیف جامعه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:36 ب.ظ
I have been surfing online more than three hours these days, but I by no means found any attention-grabbing article like yours.

It's lovely worth enough for me. In my view, if all
site owners and bloggers made excellent content as you did, the internet will
be much more useful than ever before.
شنبه 5 مهر 1393 03:12 ب.ظ
سلام عزیزدلم. خیلی ناراحت شدم هم برای اون که غصه خوردی هم برای درد بزرگی که داری و داریم و هرگز آن ها را بی درمان نمیگذاریم و همه تلاش هایمان را برای حل و رفعش خواهیم کرد ان شاء الله.
اما نمیتونم لبخند حاکی از رضایتم رو وقتی کل متن رو خوندم ازت پنهان کنم، واقعا لذت بردم واقعا، بهت افتخار کردم، خوشحالم که تو قراره مادر انار باشی، خوشحالم که قراره انشاء الله با این دید و نگاه درست بچه ات رو تربیت کنی، خوشحالم که دیدگاهت به مادر شدن درسته و دعا میکنم خدا هم در این مسیر بهت کمک کنه و توان و قدرتت رو افزایش بده، دعا میکنم انارت هم دغدغه های تو ر به عنوان یه مادر درک کنه، نه بالاتر دغدغه های اهل بیت رو برای همه تلاشی که کردند درک کنه و بشه اونی که باید بشه. انقدر که راحت بگی امام حسین فرزندم به فدای شما. همه زندگیم به فدای شما، اونجوری تربیت شده که شما دوست دارید، پس عین علی اکبر خودتون حواستون بهش باشه....
یا حسین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





مدیر وبلاگ : زهرای علی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :